شهید چمران در آخرین ساعات حیات خود، چه نوشت؟

« وداع‌نامه» یک سردار

ویژگی کسانی که در راه خدا پا به میدان جهاد می‌گذارند، جمع شدن دو صفت شجاعت و لطافت در آن‌هاست. پیداکردن سربازی که در صحنه پیکار، صفوف دشمن را می‌شکافد و چون شیر بر سر خصم می‌غرد، اما ساعتی بعد، با دیدن یک گل، صحنه‌ای از غروب یا در پی گفتن تکبیرةالاحرام، اشک از چشمانش جاری شود و وقتی قلم به دست می‌گیرد، زیباترین واژه‌‌های هستی را برای ابراز ارادت به پروردگار استخدام می‌کند و در اوج قدرت، خود را در برابر معبود خویش ذلیل و ناتوان می‌بیند، ساده نیست. وقتی نیایش‌های دکتر چمران را می‌خوانی، باورت نمی‌شود که نویسنده آن‌ها، دانشمندی نامدار از دانشگاه برکلی باشد که دوره‌های سخت آموزش چریکی را طی کرده و در میدان نبرد، شجاعتی بی‌مانند را به نمایش می‌گذارد؛ «این‌ها را ننوشتم که بر کسی منت بگذارم، بلکه کاغذ نوشته‌ها بر من منت گذاشته‌اند و درد و شکنجه درونم را تقبل کرده‌اند ... این‌جا، قلب می‌سوزد، اشک می‌جوشد، وجود خاکستر می‌شود و احساس سخن می‌گوید.»

آخرین کلمات

نیایش‌های دکتر چمران، تصویری از یک جان عارف و دلسوخته را پیش روی مخاطب قرار می‌دهد. او بنا نداشته‌است که نیایش‌هایش را منتشر کند؛ این کلمات، روایت حرف‌های خودمانی او با خالق یکتاست: «خدایا! تو آن‌قدر به من رحمت کرده و آن‌چنان مرا مورد عنایت خود قرار داده‌ای که من، از وجود خود شرم می‌کنم، خجالت می‌کشم که در مقابلت بایستم و خود را کوچک‌تر از آن می‌دانم که در جواب این همه بزرگواری تو را تشکر می‌کنم و تشکر را نیز تقصیری و اهانتی به ساحت مقدست می‌دانم.» شاید اوج این روایت صادقانه را باید در آخرین نوشته‌های او جست‌وجو کرد؛ آن‌جا که روز 31 خردادماه 1360، ساعتی پیش از رسیدن به «دهلاویه»، محل شهادت و عروجش، می‌نویسد: «ای حیات با تو وداع می‌کنم، با همه زیبایی‌هایت، با همه مظاهر جلال و جبروتت، با همه کوه‌ها و آسمان‌ها و دریاها و صحراها، با همه وجود وداع می‌کنم. با قلبی سوزان و غم‌آلود به سوی خدای خود می‌روم و از همه چیز چشم می‌پوشم. ای پاهای من! سریع وتوانا باشید، ای دست‌های من! قوی ودقیق باشید، ای چشمان من! تیزبین وهوشیار باشید، ای قلب من! این لحظات آخرین را تحمل کن، ای نفس! مرا ضعیف وذلیل مگذار؛ چند لحظه بیشتر  با قدرت و اراده، صبور وتوانا باش. به شما قول می‌دهم که چند لحظه دیگر، همه شما در استراحتی عمیق و ابدی، آرامش خود را برای همیشه بیابید و تلافی این عمر خسته‌کننده و این لحظات سخت و سنگین را دریافت کنید. چند لحظه دیگر به آرامش خواهید رسید، آرامشی ابدی.»