گفتاری از آیت‌ا... مکارم شیرازی درباره آثار و نتایج گفت‌وگوهای بین‌الادیانی باقرالعلوم(ع)

واهمه اُمویان از شهرت جهانی امام باقر(ع)

امام باقر(ع) در راستای ترویج آموزه‌های نبوی و بسط و گسترش معارف ناب شیعی، از آموزه‌ای کلیدی به نام مناظرات علمی با بزرگان سایر ادیان توحیدی نیز بهره جست. چنان‌که در تاریخ نقل شده‌[است،] در سفر اجباری امام باقر(ع) به شام، پیش از آن‌که آن‌حضرت شهر دمشق را ترک گوید، فرصت بسیار مناسبى پیش آمد که امام(ع) براى بیدارکردن افکار مردم و معرفى عظمت و مقام علمى خود، به خوبى از آن استفاده فرمود و افکار عمومى شام را منقلب کرد. ماجرا از این قرار بود که هشام، خلیفه اموی، دستاویز مهمى براى جسارت بیشتر به پیشگاه امام پنجم(ع) در دست نداشت و ناگزیر با مراجعت آن‌حضرت به مدینه موافقت کرد.   امام(ع) هنگام خروج   از  دمشق  با جمعیت انبوهى روبه‌رو شد . امام(ع) از وضع آنان  جویا شد. گفتند که این‌ها   راهبان مسیحى هستند که در مجمع   سالانه خود گردآمده‌اند و   منتظر اسقف بزرگ مى‌باشند. امام(ع) به میان جمعیت تشریف برده و به طور ناشناس در آن مجمع بزرگ شرکت فرمودند. طولى نکشید که اسقف بزرگ که فوق‌العاده پیر و سالخورده بود، وارد شد و باشکوه و احترام فراوان، در صدر مجلس قرار گرفت و چون سیماى امام باقر(ع) توجه وى را به خود جلب کرد، از آن‌حضرت پرسید: از ما مسیحیان هستید یا از مسلمانان؟ امام(ع) فرمود: از مسلمانان. اسقف در ادامه پرسید: از دانشمندان آنان هستید یا افراد نادان؟ امام باقر(ع) فرمود: از افراد نادان نیستم. رهبر دینی مسیحیانِ شام عرض کرد: اول من سوال کنم یا شما مى‌پرسید؟ حضرت فرمود: اگر مایلید شما سوال کنید... اسقف مسیحیان پرسید: به چه دلیل عقیده دارید که میوه‌ها و نعمت‌هاى بهشتى کم نمى‌شود و هرچه از آن‎ها مصرف کنند، باز به حال خود باقى است و کاهش پیدا نمى‌کند؟ آیا نمونه روشنى از پدیده‌هاى این جهان را مى‌توان براى این موضوع ذکر کرد؟ آن‌حضرت در پاسخ فرمود: آرى، نمونه روشن آن در عالم محسوسات، آتش است. شما اگر از شعله چراغى صدها چراغ روشن کنید، شعله چراغ اول به جاى خود باقى است و از آن به هیچ وجه کاسته نمى‎شود. [اسقف که از شنیدن پاسخ دقیق و علمی امام(ع) سخت ناراحت شده‌بود، گفت:] ای مردم! دانشمند والامقامى را که مراتب اطلاعات و معلومات مذهبى او از من بیشتر است، به این‎جا آورده‌اید تا مرا رسوا کند و مسلمانان بدانند پیشوایان آنان از ما برتر و بهترند؟!  » این جریان به سرعت در شهر دمشق پیچید و موجى از شادى و هیجان را در محیط شام به وجود آورد. اما هشام، به جاى آن که از پیروزى افتخارآمیز علمى امام باقر(ع) بر بیگانگان خوشحال شود، بیش از پیش از نفوذ معنوى آن‌حضرت بیمناک شد و ضمن ظاهرسازى و ارسال هدیه براى امام(ع)، پیغام داد که حتماً همان روز دمشق را ترک کند!
منبع: پایگاه اطلاع‌رسانی دفتر آیت‌ا... مکارم شیرازی